بازی باغ موزه - Arboretum

 

95,000 تومان
سوال بپرسید
قیمت امتیازی: امتیاز 95000
FGKH11
موجود
+
خرید فوری با یک کلیک
بازی باغ موزه - Arboretum

گاهی یک بازی ساده می‌تواند تا ساعاتی بعد از اتمامش ذهن من را مشغول نگاه دارد. گاهی ناگهان وسط روز و در میان انبوه کارها به یادش می‌افتم و عمق و ظرافت و ریزبینی آن را تحسین می‌کنم. گاهی به شکلی ناگهانی تجربه‌اش برایم زنده می‌شود و اشتیاق به بازی کردنش را حس می‌کنم. وقتی تجربه‌ی یک بازی قدرتمند باشد، دلم می‌خواهد به همه معرفی‌اش کنم و در موردش صحبت کنم. چنین بازی‌هایی به سرعت در فهرست بهترین‌های من قرار می‌گیرند و به مرور زمان ارزش و احترامشان هم برایم افزون می‌شود. آربورتوم هم از همین دست بازیهاست، یک بازی کارتی که به همان اندازه که زیبا و چشم‌نواز است می‌تواند بی‌رحم و خشن باشد، به همان اندازه که سهل و ساده است می‌تواند عمیق و فسفرسوز باشد و به همان اندازه که آرامش‌بخش و بخشنده است می‌تواند بی‌محابا و گیرنده باشد.

در Arboretum هر بازیکن باغی از درختان می‌سازد و تلاش می‌کند امتیازی از این راه به کف آرد و به غفلت خورد. کل محتوای بازی شامل یک دست کارت می‌شود و هر بازیکن با ۷ کارت در دست بازی را شروع کرده و به انتها می‌رساند. نوبت هر بازیکن هم مشخص و تا پایان بی‌تغییر است: دو کارت بکش، یک کارت بازی کن و یک کارت بسوزان! کارت کشیدن که توانایی نمی‌خواهد، کارت سوزاندن هم که مساله‌ای نیست اصولا. می‌ماند کارت بازی کردن که آن هم هیچ محدودیتی ندارد: کارتت را اینور بگذار، آنور بگذار، عددش بیشتر باشد، کمتر باشد، مساوی باشد، رنگش فرق کند… هرچه دوست داری و هرجا دوست داری بازی کن. صنوبر بکار، بید بکار، به افرا آب بده، برگ‌های گیلاس را هرس کن… صفا کن برای خودت.

همانطور که بازی پیش می‌رود باغ بازیکنان نیز به اطراف خود رشد می‌کند و مسیر خود را به شکلی طبیعی می‌سازد و هر از گاهی رنگ تازه‌ای هم به باغ وارد می‌شود و مسیر جدایی پیش می‌گیرد. کم‌کم هر بازیکن شبکه‌ای از درختان می‌سازد که همان باغش را تشکیل می‌دهد تا زمانیکه دسته‌ی کارت‌ها تمام شود و بازی به پایان برسد. در پایان بازی هر درختی «می‌تواند» امتیاز داشته باشد اگر زنجیره‌ای بسازد که اولا با همان درخت تمام شود و دوما سیر اعدادش صعودی باشند. آها! کمی سخت شد. پس درختان را نمی‌شود همینجور دیمی کاشت، باید حساب و کتاب کرد. و اینجاست که سبک سنگین کردن در ذهن آغاز می‌شود: «این درخت شاید برای شروع یک زنجیره خوب باشد، آن یکی شاید به کار طولانی کردن زنجیره‌ی این یکی بیاید، این را بازی می‌کنم به امید اینکه چهارش هم دستم بیاید، این یکی زنجیره‌اش کوتاه شده، آن یکی دیگر بس‌اش است، شاید هم بس‌اش نیست، اصلا چطور است این را اینجا بگذارم وسط این دوتا اما کار اینجا ختم نمی‌شود. قوانین بازی همانقدر که در بازی کردن آسان است در امتیاز دادن سخت‌گیر است. یک قانون کوچک دیگر باقی است که بازی را به شکلی عوض می‌کند که گویی هرگز شمایل سابق را نداشته: «در پایان بازی، تنها بازیکنی امتیاز هر درخت را می‌گیرد که از آن درخت بیشتر از بقیه در دستش نگه داشته باشد!» و تمام شد. دیگر مهم نیست چه بازی می‌کنی، مهم این است که چه در دستت نگه می‌داری برای پایان بازی! دیگر بازیکنان آن بازیکنان سابق نخواهند شد. دیگر کارت کشیدن و کارت سوزاندن آن سادگی و معصومیت سابق را نخواهد داشت، دیگر مهم نیست که چه می‌کارید و کجا می‌کارید، بلکه مهم است که دیگران چه می‌کارند، دیگران چه کارت‌هایی بر می‌دارند، دیگران چه می‌سوزانند، دیگران چقدر دست مرا حدس زده‌اند، من از دست آنها چه می‌دانم، چقدر دیگر از بازی باقی مانده، پس این هفتِ صنوبرِ لعنتی کجاست! دیگر بازی آن رنگ و بوی صلح‌آمیز را ندارد و هر کارتی (و تاکید می‌کنم هر کارتی) ارزشمند می‌شود. کارت به کارت و درخت به درخت تصمیم‌گیری دشوارتر می‌شود: چی بکشم؟ چی بازی کنم؟ چی بسوزانم؟ سوزاندن که نگو، تو گویی تکه‌ای از گوشت تنت را می‌خواهی بسوزانی.

و بعد خرده قوانین دیگر از راه می‌رسند که باز هم اهمیت هر درخت را بیشتر و بیشتر می‌کنند: امتیاز اضافه برای زنجیره‌ای که با ۱ شروع شود، امتیاز اضافه برای زنجیره‌ای که با ۸ تمام شود، دو برابر امتیاز برای زنجیره‌ای که از یک نوع باشد. 

این بازی تجربه‌ی عمیقی است که شسته و سابیده شده و تمام زایداتش حذف شده و آنچه برجای مانده گوهری است درخشان که هر بار بازی کرده‌ام شگفت‌زده‌ام کرده. و به شکل خوشایندی تمامی این تجربه‌ی فشرده شده را پشت لطافت و زیبایی برگ‌های درختان خوش‌رنگ مخفی کرده، طوری که گاهی که بازی را در فشار و تنش به پایان می‌رسانم با دیدن باغی که ساخته‌ام آرام می‌شوم.

«زندگی مجموعه‌ای است از تغییرات طبیعی و خودجوش. در برابر این تغییرات مقاومت نکنید که تنها رنج به بار می‌آورد. بگذارید حقیقت، حقیقت باقی بماند و بگذارید اتفاقات روند طبیعی خود را آنگونه که می‌خواهند پیش ببرند.»

امیر سلامتی


محتویات بازی:
80 کارت در ده رنگ
1 دفترچه راهنما
1 دفترچه امتیاز شماری

 


ویژگی های محصول:
ضمانت:ضمانت بازگشت وجه در صورت اصل نبودن و سالم نبودن کالا

ابعاد:17*11*5 (طول*عرض*ارتفاع)

وزن:500 g

 

CATEGORIES:

بازی کارتی

بلوف زنی

 

 

 


مکانیزم های بازی باغ موزه - Arboretum


Hand Management (مدیریت دست)

در بعضی از بازی هایی کارتی به بازیکنان به خاطر مدیریت درست دستشان و استفاده درست و به موقع از آنها جوایزی در گیم پلی بازی تعلق میگیرد. توالی / گروه بندی و جمع آوری درست کارتها بستگی به موقعیت صفحه، کارت های نگه داشته شده و کارت های بازی شده توسط حریفان، ممکن است متفاوت باشد. مدیریت دست شما به معنای به دست آوردن بیشترین ارزش کارت های موجود در شرایط مشخص و با توجه به استراتژی شما و حریفانتان است. کارت ها معمولاً چندین استفاده را در بازی دارند.



Pattern Building (درست کردن الگو)

مکانیزمی است که بازیکنان برای بدست آوردن نتایج خاص یا متغیر بازی و بدست آوردن شرایطی ویژه ، اجزای بازی را در الگوهای خاص قرار می دهند.در حقیقت بازی هایی که در آن بازیکنان باید محتویات بازی را به شکل مشخصی در کنار هم قرار داده تا به امتیاز یا فواید دیگری در بازی دست پیدا کنند.



Rock-Paper-Scissors (سنگ کاغذ قیچی)

یک مکانیزم شبیه بازی سنگ کاغذ قیچی،در حقیقت سه گزینه که در یک چرخه مشخص نسبت به هم برتری دارند.




Tile Placement (کاشی گذاری)

در این مکانیزم شما با قرار دادن کاشی یا تایل های مربوط به بازی در نقاط مشخص ، امتیاز بدست میاورید و حتی ممکن است باعث حرکت شما و پیشرفت شما در روند گیم پلی بازی میشود.اغلب این کاشی گذاری ها در مجاورت و در کنار هم صورت میگیرد و معمولا مربوط به یک دسته یا یک مجموعه مربوط به هم میباشد و شامل خصوصیاتی مثل رنگ ، اندازه خوشه و غیره میباشد،در این دسته از بازی ها ممکن است که کاشی ها به عنوان منبع یا محل ساخت و ساز استفاده شوند.




Set Collection (جمع آوری یک دسته)

هدف اصلی مکانیزم مجموعه چینی، تشویق یک بازیکن برای جمع آوری مجموعه ای از یک چیز است. یکی از ساده ترین مکانیزم های بازی که در آن بازیکنان باید دسته ای از کارت های مشابه، توکن های مشابه یا مثل این ها را جمع کرده تا امتیاز یا قدرت ویژه ای در بازی کسب کنند.به عنوان مثال ، بازیکنان انواع مختلفی از لوبیا را در Bohnanza (یا همان بازی جالیز خودمان) جمع آوری و برداشت می کنند. نمونه دیگری از این نوع مکانیزم در بازی مدیچی دیده میشود.




افتخارات:

2019 UK Games Expo Best Card Game (Strategic) Judges Award Winner
2015 Meeples' Choice Nominee
2015 Golden Geek Best Card Game Nominee
2015 Golden Geek Best Board Game Artwork/Presentation Nominee
2015 Board Game Quest Awards Best Card Game Nominee


 

 

دسته بندی:
خانوادگی
تعداد بازیکنان:
2 تا 4 نفره
مدت زمان بازی:
30 دقیقه
گروه سنی:
8 سال به بالا
درجه پیچیدگی و سختی بازی:
نیمه سبک (2 از 5)
نیاز به زبان انگلیسی:
ندارد
كارت در بازی:
دارد
صفحه در بازی:
ندارد
تاس در بازی:
ندارد
تايل های مقوايی در بازی:
ندارد
تايل های چوبی یا ام دی اف در بازي:
ندارد
توكن در بازی:
ندارد
مهره و آدمك در بازی:
ندارد
مجسمه های مينياتوری در بازی:
ندارد